تبليغاتX
حقيقت تلخه

حقيقت تلخه

سختترين

از سخت ترین کا رهای دنیا اینه که مجبور باشی واقعیات شیرینی رو از کسی مخفی کنی که خیلی دوستش داری و بدونی با ادامه کارت اون فرد رو از دست می دی .

از سخت ترین کارها اینه که ابرازعشق بکنی نسبت به کسی که ازش متنفری یا عشقت رو نسبت به کسی که دوستش داری پنهون کنی .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 16:15  توسط m.n  | 

صبا

 

آرزوی سلامتی و خوشبختی برای همتون در هر

 شرایط و در کنار کسانی که دوست دارید رو دارم .

مخصوصا" یه نفر امیدوارم در کنار عشقشون صبا

شاد و سلامت باشن و این که کار کوچیک من بتونه

 آینده خوبی رو در کنار هم براشون به ارمغان بیاره .

 همیشه دوستتون دارم .

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 16:14  توسط m.n  | 

عشق

 

عشق با کلماتی ناعادلانه می میرد . بازبان تنفر و اتهام متقابل میسوزد و نابود می شود . با خشم و خشونت دو پاره می گردد . اما بعد از انفجار باز مقداری از بقایای آن باقی می ماند و مثل امیدی بی ثمر به قلب و روح می چسبد . و تا ابد زنده خواهد ماند .

به راستی عشق چیست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 16:13  توسط m.n  | 

حقیقت تلخ یعنی این وضع جامعه ، یعنی همین کسایی که به اسم اسلام تو جامعه چه کارهایی که نمی کنن . حقیقت تلخ یعنی آخوندی که تو شب احیا می گه تنها مشکل جامعه ما نگاه بد پسرها و حجاب دختر هاست و اگه این ها حل بشه تمام مشکلات جامعه حل میشه .حقیقت تلخ یعنی هیچ کسی حق بروز عقایدش رو تو مملکتی که دموکراسی توش حاکمه نداره. حقیقت تلخ یعنی این سمت هایی که اصلا" معلوم نیست از کجا اومدن ووظایفشون چیه توسط چه کسایی اشغال می شه ؟ حقیقت تلخ یعنی کسایی که ادعای خداپرستی می کنن و علی علی می گن ولی معلوم نیست دلارهای جیب هاشون از کجا اومده . حقیقت تلخ یعنی این که یکی از گرسنگی نفله بشه و هیچ کس به گوشه کلاهشم برنخوره . حقیقت تلخ یعنی اینکه یه کلاهبرداری که جرمش کاملا" روشن و ثابت شدس خیلی راحت اجازه خروج بکیره و اصلا" معلوم نشه کجا رفته . حقیقت تلخ یعنی شاهد خم شدن کمردور و بری هات ، متلاشی شدن چه خونواده هایی باشی و کاری نتونی بکنی. حقیقت تلخ یعنی این که نتونی موقعیت ها یی که کلی واسشون کلی زحمت کشیدی حفظ کنی . تلخ ترین حقیقت دنیا اینه که بفهمی واسه چه چیز بیخودی تمام دل خوشیها از دست دادی.

میتوان بر جای باقی ماند

پشت پرده اما کور اما کر

میتوان یک عمر زانو زد

باسری افکنده در پای ضریحی سرد

میتوان در گور مجهولی خدا را دید

میتوان با سکه ای ناچیز ایمان یافت

میتوان در حجره های مسجدی پوسید

چون زیارتنامه خوانی پیر

میتوان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب

حاصلی پیوسته یکسان داشت

میتوان با هر فشار هرزه ی دستی

بی سبب فریاد کرد و گفت

((آه من بسیار خوشبختم .))

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 16:3  توسط m.n  |